همیشه من هستم و من...
از آنروست که هرگز تنهایی را نچشیدم...
آری ،من همیشه کنارم است...
پ.ن: تو هم اومدی و شدی جزئی از من...
خودم تو رو اینجا راه دادم یا خودت اومدی...
من نمی دونم...
خدا یکیست پس با و جود من تو را خدایی نباید
همیشه من هستم و من...
از آنروست که هرگز تنهایی را نچشیدم...
آری ،من همیشه کنارم است...
پ.ن: تو هم اومدی و شدی جزئی از من...
خودم تو رو اینجا راه دادم یا خودت اومدی...
من نمی دونم...
بوی بهار می آید و من می ترسم از آمدن فصلی نو...
کاشکی فصل ها تکرار نمی شدند...
کاش تاریخ های تقویم روزها را به یاد نمی آوردند...
کاش جای بهار فصلی می آمد که نامش را نمی دانستیم...
شاید کاش تکرار، در آفرینش نبود...
دیروز مثل هر روز نبود...
مسخره ست...
مگه نه!!!
آخه روزا هیچ کدوم مثه هم نیستن...
با تمام روزمرگی های ِ موجود، بازم با هم فرق می کنن...
ربطی به اتفاق ها نداره...
بیشتر حسی ست...
...
راستی اینو می دونی که:
روزهامو تو متفاوت می کنی...
تو خوب یا خوب ترش می کنی....
و گاهی هم...
اما این روزها خوب بود.
پ .ن: ممنون.