پاييز رفت و زمستون اومد...
زمستون سرد...
زمستون كه عاشق سرما و برف سفيدش بودم...
فقط یه دلیل واسه دوست نداشتن زمستون بود...
با اومدنش، پاییز رو ازم می گرفت!!!
پاييز رفت و زمستون اومد...
زمستون سرد...
کاش هنوزم اولین بارون زمستون، برف این نزدیکی ها رو یادآوری می کرد...
کاش هنوزم عاشق وقتایی بودم که یه وسعت سفید و دست نخورده چشمام رو می سوزوند....
کاش هنوزم عاشق یخ زدن دستام و بیحس شدن پاهام بودم...
کاش زمستون فقط پاییز رو ازم گرفته بود...
کاش...
پ.ن:فصل پنجم هم می رسه...
ممنون که هستی...
و برای اومدن فصل پنجم با من لحظه ها رو می شماری ...
ببینید! یه عالمه تغییرات..
